نگاهی تطبیقی به دو نمایشنامه­ی «مدیا» اثر «اوریپید» و «مده» اثر «ژان آنوی» به همراه بررسی زندگی و افکار این دو نویسنده. (قسمت دوم)
خلاصه نمایشنامه­ی مده­آ:
کلیت داستان در اثر اوریپید و ژان آنوی یکی است و آن داستان زنی بنام مده­آست که به خاطر عشق به ژازون یا جیسن[1]، پشم زرین را از سرزمینش می­رباید و برادرش را در راه فرار از کشورش می­کشد، مردمان وطنش او را طرد و نفرین می­کنند. وی در راه عشق به ژازون به جنایات دیگری نیز دست می­زند.
او بعد از ده سال زندگی مشترک با ژازون صاحب دو فرزند پسر است و اکنون در شهر کورنت، محل حکومت کرئن ساکن است. نمایش هر دو اثر از این نکته شروع می­شود، که اکنون پس از ده سال زندگی مشترک آن دو، جیسن (ژازون) تصمیم به ازدواج با دختر کرئن گرفته است و مده­آ که نمی­تواند او را از تصمیم خود بازگرداند، اقدام به انتقام از وی می­کند. او تحفه­ای برای عروسی وی و دختر کرئن، بوسیله­ی فرزندانش به قصر کرئن می­فرستد. هدیه عبارت است، از یک تاج عروس و لباس ابریشمی که به زهر آغشته­اند.پوشیدن این تاج و لباس توسط دختر کرئن،او را در معرض مرگ قرار می دهد و همچنین خود کرئن که برای نجات دخترش تلاش می کند به وسیله ی زهر تاج و لباس، کشته می­شوند. سپس برای اقدام مرحله­ی آخر تصمیم­اش، مده­آ فرزندانش را می­کشد.
نکات اشتراک و افتراق این دو اثر نمایشی را می­توان از دو جنبه­ی فرم و محتوا بررسی کرد.
از نظر فرم و ساختار نمایشنامه­ها، باید گفت که آنوی بن مایه اصلی یا طرح داستانی را از نوشته­ی اوریپیید و سنکا وام گرفته است و اوریپید نیز چنانچه خود در متن مدیا از زبان همسرایان می­گوید: «... تنها یکبار، آنهم در زمانی بسیار دور، اتفاق افتاد که زنی بر علیه فرزندانش قیام کرد، زنی به اسم اینو. یکی از خدایان فکر او را دگرگون کرد و هنگامی که هرا، همسر زئوس، او را از وطنش راند و به گرد جهان سرگردان کرد، فرزندانش را کشت.ودرآن تیره بختی که بخاطر قتل به ناحق گر بیانگیر او بود، جسم ناپاکش را به دریا سپرد. از لب پرتگاهی پر هراس، گامی بلند بر گرفت و سرانجام با  هر دو فرزندش به آغوش مرگ پیوست...) [2] داستان از اساطیر یونان باستان گرفته شده است.
از نظر فرم و ساختمان هر دو اثر فاقد تقسیم بندی براساس پرده نمایشی هستند. هر دو اثر نمایشی وحدتهای سه گانه ارسطو (وحدتهای زمان و مکان و موضوع) را رعایت کرده­اند.
برای توضیح باید توجه کنیم که در هر دوی آنها اتفاقات نمایش از آغاز تا انجامش، در یک مکان شکل می­گیرد. در اثر اوریپید اتفاقات نمایشی در یک پروسه­ زمانی مشخص و متداوم در جلوی خانه­ی جیسن در شهر کرنت شکل می گیرد و در نمایشنامه مده اثر آنوی اتفاقات نمایش در زمان مشخص از یک شب تا طلوع روز دیگر، در کنار یک گاری سفری و سیار در خارج از شهر کرنت و با فاصله کمی از آن می­گذرد.
هر دو اثر وحدت موضوع دارند و از اول تا آخر نمایش یک موضوع را دنبال می­کنند و دارای روایتی خطی     (flat) هستند.
جز این موارد تفاوت دیگر آنها در فرم، تغییر در تعداد و نوع شخصیتهای نمایش هستند. چنانچه ژآن آنوی در اثر خود شخصیت دایه را جایگزین گروه همسریان نمایشنامه­ی اوریپید کرده است. دیگر استفاده آنوی از شخصیت پسر بچه برای آوردن خبرهای خارج صحنه به مده به جای شخصیت پیک در اثر اوریپید و یا پایان بندی دو اثر که به شکلی بسیار متفاوت انجام می­پذیرد.
نمایشنامه مدیا با الهام از فضای اسطوره­ای و تأثیر اوریپید از نویسندگان هم عصرش با پایانی شگفت انگیز همراه است. مدیا در صحنه­ی آخر نمایش بر روی ارابه­ای که بوسیله­ی چند اژدها کشیده می­شود ، سوار شده و به همراه جسد دو فرزندش می­رود. (برای توضیح بیشتر مراجعه شود به دستور صحنه نمایش در کتاب مدیا و هکاپ- اثر اوریپید ترجمه ابوالحسن و نده ور- انتشارات امیرکبیر 1349 صفحه 134)
از نظر ساختاری تفاوت این دو اثر در نوع کشمکش آنها است. با تأمل در ساختار آنها می­توان دریافت که نمایشنامه مدیا دارای کشمکش پیش بینی شده است. چون در جای جای اثر گروه همسرایان و خود مدیا خبر از اقداماتش می­دهد. مثلاً توجه کنید به دیالوگ همسرایان در اوایل نمایشنامه: «... خدایان او را پیروزی دهند تا از دشمنانش انتقام بگیرد، نه از دوستانش!»[3]
حال آنکه در «مده» ژآن آنوی کشمکش بصورت تصاعدی است و تا آخر نمایش نمی­توان فهمید قصد مده چیست؟ چون تا جایی که امکان دارد او تلاش می­کند تا جیسن را از تصمیم­اش باز دارد و او را به زندگی مشترکشان بازگرداند.
پس سؤال در اثر اوریپید این است که اتفاق چگونه خواهد افتاد و در اثر آنوی این که چه اتفاقی روی خواهد داد.
با بررسی محتوایی این دو اثر با سؤالی عمده و مشترک روبرو هستیم. سؤالی که اساس عمل مده را در بر دارد. سؤال این است که مده چرا دست به چنین عملی می­زند. او چرا فرزندانش را می­کشد و بدست خود تنها آثار روزهای خوش زندگی با عشق­اش جیسن را به نابودی می­کشاند. در نظر اول انگیزه­ای جز انتقام به ذهن خطور نمی­کند، چنانچه در اثر اوریپید هم چیزی غیر از این نیست. در اثر آنوی به این راحتی نمی­توان جواب داد، چون با کمی دقت به انگیزه­های دیگری نیز می­رسیم.
البته باید هم چنین باشد چون در مده اثر آنوی ما بازنی برگرفته از اسطوره­ها ولی با افکار و آمالی قرن بیستمی روبرو هستیم. حال دیگر در عصری که آنوی این اثر را می­نوشته است، دردها و رنجهای بشر شکلی دیگر به خود گرفته است.
به طور کلی می­توان گفت: مده­ی آنوی می­خواهد انتخابگر باشد. او در گذشته توسط عشق به ژازون (جیسن) ظاهراً انتخاب کرده، ولی در باطن انتخاب شده است؛ چون انتخابی که او کرده است در مراحل بعدی راههایی بر او گشوده است که جز انتخاب آنها چاره­ای نداشته است. از آن جمله­اند فرار از موطنش، کشتن برادرش و پلیاس (پادشاه کشور همسایه­شان) و ...
او اکنون پس از فداکاریهای فراوان در راه رسیدن به عشق اش(ژازون)، خود را در برابر حقیقتی تلخ می­بیند و آن خبر ازدواج ژازون با کرئوس دختر کرئن است.
در نمایشنامه اوریپید، شخصت مده آ تا حدودی منفی جلوه می­کند. برای اینکه خیلی راحت با مسئله کنار می­آید و نقشه­های شومش را صرفاً برای انتقام از جیسن می چیند، و در نهایت جان خود را نجات داده و به آتن می­رود. «مدیا: من خود، به شهر ارکتیوس، در آتن خواهم رفت و با اجیوس، پسر پاندین، در یک جا سکونت خواهم گزید ...»[4]
ولی در مورد کشتن فرزندانش به مسئله انتقام در گفتگویش با جیسن اینگونه می­گوید: «مدیا: ... لکن آنها را کشتم تا دل تو را بشکنم.»[5]
ولی در نمایشنامه آنوی شخصیت مده زنی رنج کشیده برای رسیدن به عشقش است. او تا زمانی که به طور کامل از ژازون ناامید نشده است، فکر انتقام نیست. او نهایت تلاشش را می­کند تا ژازون را به زندگی شان باز گرداند، برای توضیح به دیالوگ مده پس از گفتگوی آنها و رفتن ژازون توجه کنیم. «مده: ژازون! چنین مرا ترک نکن. برگرد! چیزی بگو. تردید کن! حالت ناگواری را احساس کن! ژازون تمنی می­کنم، فقط یک دقیقه نشان بده که ناراحتی، فقط کافیست یک لحظه در چشمانت علامت تردید ظاهر شود تا هر دو نجات پیدا کنیم! ژازون تو حق داری، تو خوبی، تو گناهی نداری بلکه تمام تقصیر به گردن من است ...»[6]
ادای این دیاگوک در حالی است که ژازون از او خیلی دور شده است و دقیقاً بعد از این بی اعتنایی ژازون است که مده تصمیم خود را برای انتقام می­گیرد. چون دیگر هیچ امیدی به بازگشت.» ژازون نیست.
آنوی مده را زنی بی پناه و رانده شده تصویر می­کند. تصویری که هر خواننده­ای در برخورد با چاره­ای جز دادن حق به مده را ندارد. مده در نهایت پس از کشتن فرزندانش، خود را نیز می­کشد، چون توان زندگی بدون ژازون و تحمل عذاب وجدان به خاطر کشتن فرزندانش را ندارد.
انگیزه وی در زندگی صرفاً عشق به ژازون بوده است و حال آن را نابود شده می­یابد. انگیزه­ی جیسن در اثر اوریپید برای ازدواج تأمین زندگی بهتر برای مدیا و فرزندانش است. او از فرار مکرر از این سرزمین به آن سرزمین خسته شده است. او می­خواهد زندگیش مثل بقیه مردم بصورت معمولی طی شود.
جیسن در این اثر مثبت تصویر می­شود او مردی است که حتی ازدواج مجدداش نه از روی هوس بلکه برای تأمین آینده فرزندانش است! و هیچ مشکلی با مدیا ندارد و به نظر مستحق چنین فرجامی نیست. ولی در اثر آنوی ژازون دلایل دیگری برای کناره گیری از مده و ازدواج با دختر کرئون دارد. در این رابطه آنوی مسائل روانشناسانه­ای را در رابطه بین زن و شوهر مطرح می­کندکه شاید این نوع رابطه، نتیجه ی زندگی مدرن و ماشینی قرن بیستم باشد. او اشاراتی به رابطه­های مده و ژازون با کسان دیگر دارد. هر کدام از آن دو، دلایلی برای این روابط دارند که ظاهراً معقول به نظر می­رسد، ولی این روابط اساساً شالوده­ی زندگی زناشویی را به هم می­ریزد و این یکی از دلایل بی زاری ژازون از مده است. «ژازون: ... آن رختخوابی که به عقیده­ی خودت بایستی همیشه در آن باشم، ببین چه کسی اول آنرا ترک کرد؟ چه کسی اول گذاشت دست دیگران بدن او را لمس کند، چه کسی وزن مرد دیگری را بر روی شکمش تحمل کرد؟»[7]
حال ژازون به نا به قول خودش چیزی جز فراموشی و آرامش نمی­خواهد. در حقیقت این نفرت از خیانت مده است که ژازون را از او دور کرده است.
مده در لغت به معنی غرور است. ژازون معتقد است که مده مغرور و خود پسند است و چیزی جز برای خود نمی­خواهد. مده حتی عشق را هم بصورت اختصاصی برای خود می­خواهد حال آنکه خود در این مورد چندان عامل نیست. او خیلی راحت به خیانت خود اعتراف می­کند و حتی آن را عادی جلوه می­دهد. (برای توضیح بیشتر به نمایشنامه ی مده اثر ژان آنوی ترجمه حسن جوادی انتشارات آگاه صفحه 40 مراجعه شود.)
آنوی معتقد است که زندگی این زوج اولین بار با یک دروغ و در گام بعدی با خیانت و در نهایت با نفرت به این نتیجه می­رسد که در متن نمایشی­اش می­بینیم. در جایی از متن ژازون به مده می­گوید: «برای اولین بار صدای خنده تو با قهقهه مردان دیگر قاطی می­شود، و از آن پس دروغهای تو شروع شد»[8]
نکته دیگری که در اثر آنوی حائز اهمیت است. دو نگاه سنتی و سنت شکنانه ی او به زندگی است. آنوی نگاه سنتی را از دید دایه در اثر نشان می دهد. او دایه را شخصی پیر تصویر می­کند که با وجود این پیری که خود نشانی از نگاه به گذشته دارد، مشتاق به زندگی و چیزهای پیش پا افتاده روزمره­ می بیند. «دایه: مده، من پیرم، من نمی­خواهم بمیرم! من تا حال با تو آمده­ام، از همه کس به خاطرت دست کشیده­ام ولی هنوز دنیا پر از چیزهای خوب است: نشستن در زیر آفتاب، خوردن آشی گرم موقع ظهر، اندک پولی که انسان از دسترنج خود بدست آورده است. جرعه­ای که قبل از خواب دل انسان را گرم می­کند. هر یک لطفی دارد.»[9]
مده در جواب نگاه سنتی، این چنین قیام می­کند. او به هدفش فکر می­کند و مرگ افرادی سنتی چون دایه در این میان برای او اهمیتی ندارد. چون هدف، بیشتر از جان آنها اهمیت دارد واین روحیه جوان و ایده­آل طلبی مده است.
در نهایت ژان آنوی نیز به مانند اوریپید تسلیم تقدیری است که حتی با وجود انتخابگر بودن شخصیتها رقم می­خورد. در آخر نمایشنامه مده اثر آنوی، شخصیت ژازون این مسئله را با پذیرفتن وضعیت موجود عیان می­کند که می­گوید: «اکنون باید زندگی کنیم، نظم را بر قرار سازیم، برای کورینت قوانینی وضع کنیم. باید دنیایی بدون خود فریبی بنا کنیم و در آن منتظر اجل باشیم»[10] این مسئله با دیالوگ دایه با نگهبان که به ادامه­ی زندگی روزمره پس اتفاقات افتاده اشاره دارد. تکمیل می­شود.
با بررسی نهایی می­توان به این مسئله پی برد که آنوی همان مسئله اوریپید را با شکل امروزی تر که در آن نگاه به مسائل زناشوئی، مسئله نگاه به زن در جامعه قرن بیستمی و مسئله انتخاب و تقدیر جایگاه ویژه­ای یافته است، بیان می­کند و حتی به مراتب بهتر و روانتر از اوریپید و البته این واژه بهتر، بیشتر از این روی است که نگاه آنوی خیلی نزدیک­تر از نگاه اوریپید به دوره­ی ماست.


توضیحات :
[1] - در ترجمه حسن جوادی در نمایشنامه مده اثرآنوی(ژازون) ترجمه شده است و در
        ترجمه­ی ابوالحسن ونده وردرنمایشنامه­ی مدیااثراوریپید(جیس)ترجمه شده است.      
[2] - اوریپید- مریا و هکاپ- ترجمه ابوالحسن ونده ور- انتشارات امیر کبیر- 1349 ص 133
[3] - اوریپید- مدیا و هکاپ- ترجمه ابوالحسن ونده ور- انتشارات امیر کبیر 1349 صفحه 85
[4] - اوریپید- مدیا و هکاپ- ترجمه ابوالحسن ونده ور- انتشارات امیرکبیر 1349- صفحه 138
[5] - همان منبع صفحه 138
[6] - آنوی، ژان- مده- ترجمه حسن جوادی- انتشارت آگاه صفحه 56
[7] - آنوی، ژان- مده- ترجمه حسن جوادی- انتشارات آگاه 2535 صفحه 39
[8] - آنوی- ژان- مده- ترجمه حسن جوادی- انتشارات آگاه 2535 صفحه 5
[9] - همان منبع ص 20
[10] - آنوی،ژان- مده- ترجمه حسن جوادی- انتشارات آگاه 2535 صفحه 67

منابع :
1- خلج- منصور- درام نویسان جهان، جلد اول- انتشارات برگ، چاپ اول 1377
2- اچ، جی، زر- تاریخ ادبیات یونان- ترجمه ابراهیم یونسی- انتشارات امیرکبیر چاپ اول 1358
3- اوریپید- مدیا و هکاپ- ترجمه ابوالحسن ونده ور- انتشارات امیر کبیر- سال 1349
4- بونار، آندره- تراژدی و انسان- ترجمه جلال ستاری- انتشارات میترا سال 1377
5- آنوی، ژان- مده- ترجمه حسن جوادی- انتشارات آگاه به سل 2535
6- ورسینی، ژرژر- تئاتر فرانسه در قرن بیستم- ترجمه خسرو مهربان سمیعی- نشر رسانه 1369
7- علی آبادی،همایون-مقاله ژان آنوی شیفته علم الاساطیر-فصلنامه­ی هنرشماره 12،پائیز1365
8- آنوی، ژان- سیسیل یا مکتب پدران- ترجمه مهین دانشور- انتشارات زمان 1351 
9- آنوی، ژان- بکت- ترجمه نزهت شریعت زاده- انتشارات آگاه- سال 2535
انتقام از عشق (قسمت اول)